سديد الدين محمد عوفى

410

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

حكايت ( 5 ) آورده‌اند كه در آن وقت كه دولت احمد خجستانى « 1 » را فروگرفته بود « 2 » روزى به شكار رفت « 3 » و صيد « 4 » بسيار كرد « 5 » و از آنجا خوشدل « 6 » بازمىگشت « 7 » و مردى « 8 » پسركى « 9 » پاكيزه « 10 » داشت « 11 » و بر دوش نهاده « 12 » ، ديد كه امير مىآيد « 13 » ، به راهگذر او « 14 » به نظاره بايستاد چنان كه رسم عوام باشد . احمد برسيد و آن پسر « 15 » را « 16 » بر گردن آن مرد ديد « 17 » . گفت : اى شيخ « 18 » ترا چه نام است « 19 » ؟ گفت : مرا محتاج نام است . گفت : به چه محتاجى ؟ گفت : به بقاى امير و دولت او « 20 » . احمد را « 21 » از آن سخن خوش آمد ، گفت : إن شاء اللّه كه « 22 » حاجت تو روا شود « 23 » . گفت « 24 » : اين « 25 » پسر تست ؟

--> ( 1 ) - در همه نسخ فرستانى ضبط شده است ، مج : كه احمد عبد اللّه فرستانى امير نيشابور بود و او مردى بود متلون طبيعت ، گاهى حليم به درجه كمال بودى و گاهى فظاظت و درشتى از حد درگذشتى ( 2 ) - مج - دولت احمد فرستانى را فروگرفته بود ( 3 ) - متن و مج : رفته ( 4 ) - مج : صيدهاى ( 5 ) - متن : كرده ، مپ 2 : كرده بود ، مج + و شكار بر وفق مراد او رفته ( 6 ) - مپ 2 - و از آنجا خوشدل + چون ( 7 ) - متن و مپ 2 و بنياد : بازگشت ( 8 ) - بنياد + را ديد ( 9 ) - مج 2 : كودكى ( 10 ) - مپ 2 + بر كنار ( 11 ) - بنياد - پاكيزه داشت ( 12 ) - مپ 2 و بنياد - بر دوش نهاده ( 13 ) - مج : مىرسد ( 14 ) - مپ 2 - به راهگذر او ( 15 ) - مپ 2 و مج : كودك ، بنياد : پسرك ( 16 ) - بنياد : خرد ( 17 ) - مج : بديد + پيشتر آمد ( 18 ) - بنياد : مرد ( 19 ) - مج + آن مرد ( 20 ) - بنياد : احمد ( 21 ) - متن - را ، مپ 2 : او را ( 22 ) - مپ 2 و بنياد - كه ( 23 ) - مج : گردد ( 24 ) - مج - گفت ( 25 ) - بنياد + كودك